سراب وفا

زیرآبِ ما مزن که شود خانه ات خراب

زیرآب زن، سرش رود آخر به زیرِ آب

پرهیز کن ز دام نهادن بر این و آن

صیّاد هم به دام بیفتد به اضطراب

چون گوهرِ عمل، همه کمیاب می شود

رونق گرفته در همه جا حرف ناحساب

کار بزرگ‌ زآدم کوچک طلب مکن

از عهده بر نیاید و بیجا دهد جواب

دارد ثواب، کار صواب البته ولی

گردی کباب، گر که تو بیجا کنی ثواب

"عاصم" نبند دل به سرابِ وفای یار
دنبال آن نگرد، که رؤیا بُوَد سراب

محمد شیران (عاصم اصفهانی)
بهمن 1399